در حالیکه
ذهن مردم و مطبوعات درگیر این مسئله است که آیا تراکتورسازی پرطرفدارتر است یا
پرسپولیس و استقلال ؟ در کیلومترها آن طرف تر در جنوب کشور در بازی شاهین و سپاهان
اتفاق جالبی افتاد که حتی امیر قلعه نویی هم لب به تمجید آن پرداخت
پس از
پایان بازی شاهین و سپاهان که به سود تیم مهمان خاتمه یافت تماشاگران در کنار تشویق تیم خودی و سپاسگزاری
از بازیکنان شاهین به مدت چندین دقیقه تیم سپاهان مهمان را ایستاده تشویق کردند که
این بار عکس موارد مشابه در دیگر شهرها، به نشانه اعتراض به تیم خودی نبود بلکه به
خاطر بازی خوب تیم سپاهان و ابراز مهمان نوازی مردم خون گرم جنوب بود .
به
نحوی که امیر قلعه نویی در مصاحبه بعد از بازی ابرازداشت : بعد از بازی ایران و
کره که با گل دقیقه نود هاشمیان با تساوی به پایان رسید دیدم که تماشاگران کره ای
ایران را تشویق می کردند وقتی از سفیر ایران پرسیدم موضوع چیست گفت اینها رسمشون
همینه خیلی مهمان نوازند خوشحالم که امروز بار دیگر این بار در ایران شاهد چنین
اتفاقی بودیم ....
تمجید
مربیان حریف از تماشاگران بوشهری مسئله ایست که از ابتدای فصل تقریبا تمام مربیان
تیم های مهمان به آن پرداختند شاید به همین دلیل بود که در نظرسنجی هفته پیش
برنامه نود اسم آنها به عنوان یکی از پرشور ترین تماشاگران برد شده بود اما در
کمال تاسف تنها سه درصد آرا را به خود اختصاص داد یعنی رای کارشناسان برنامه نود
تقریبا وتو شد شاید علت اصلی این موضوع عدم اطلاع رسانی مناسب باشد
در
مورد استقلال پرسپولیس گرچه کاملا معتقد هستم تعداد آنها از بقیه طرفداران بیشتر
هستند (با احترام به طرفداران ترکتور) اما از نظر شور و اشتیاق به نظر من نه تنها
از شاهین وتراکتور بلکه از تماشاگران خوزستانی ، شمالی و حتی قم هم پایین تر هستند
یکی
از دلایل من هم برای این مقایسه ، بازی شاهین و پرسپولیس هست که در آن صدای حدود
دو هزار نفر تماشاگر بوشهری از 60 هزار تماشاگر پرسپولیسی به وضوح بیشتر بود این
معنی پرشور بودن تماشاگران یک تیم است
که
البته شاید حضور همیشگی این تیم ها در سطح اول فوتبال ایران علت آن باشد
اما
در مورد فوتبال دوستان در بوشهری بازی گذشته این تیم گویای خیلی حرفها بود
حدود
28 هزار نفر در یک ورزشگاه 15 هزار نفری به صورت خیلی فشرده و سرپا جمع شده بودند و
نود دقیقه حتی در چند ثانیه بعد از خوردن گل با صداهای کرکننده ای که صدای گزارشگر
تلویزیون را هم بارها به زیر میبرد تیمشان را تشویق می کردند
در
حالیکه کمی کمتر از همین تعداد تماشاگر هم در بیرون ورزشگاه اجازه ورود پیدا نکردند
با یک حساب سرانگشتی می توان دریافت که از شهر حدود 200 هزار نفری بوشهر حدود 50
هزار نفر برای مشاهده یک بازی نه چندان حساس آماده حضور بودند
حال
مقایسه کنید با تبریز با 1.5 میلیون جمعیت که در هر بازی حدود 60 هزار نفر جمعیت
که اگر با تماشاگران پشت در هم اگر بخواهیم مقایسه کنیم حدود 80 هزار نفر جمعیت می
شوند
یعنی
فوتبال دوستان در شهری که تقریبا 10 برابر جمعیت بوشهر را داراست تنها حدود 1.5 تا
1.7 درصد بیشتر برای مشاهده یک بازی به ورزشگاه می آیند
به
هر حال تصمیم گیری با خود شماست
اما
باید یادآوری کنم که اصلا قصد جانب داری
یا پایین آوردن طرفداران عزیز تراکتورسازی و هموطنان آذری زبان را ندارم که آنها
را هم یکی از بهترین تماشاگران لیگ می دانم اما من در این مطلب قصد داشتم ناگفته
هایی که به علت نمیدونم شاید بایکوت خبری بوشهر را بر زبان بیارم تا هموطنان عزیز
از اوضاع احوال شهری که همه می دانند فوتبال از آنجا وارد ایران شد و شاهین قدیمی
ترین تیم لیگ برتر آگاهی پیدا کنند
دیروز مهمان یکی از دوستانم بودم
تلویزیون روشن بود و داشت نماز عید فطر دولتی را به طور مستقیم پخش می کرد بین من
و رفیقم هم بحث داغ فطریه بود
اینکه چرا فقط خامنه ای ماه رو دیده ؟
چرا حسن خمینی بعد از این همه پیچوندن حاضر شده در نماز عید فطر شرکت کنه ؟ مکارم
ساعت ده صبح ماه رو چطور دیده ؟ چرا...چرا ...چرا...
تا بحث به اینجا کشید که چطور رفسنجانی
حاضر شده به خامنه ای اقتدا کنه
دوربین روی خامنه ای و صف اول بود دوستم
رفسنجانی را نشان می داد و گفت : یعنی بعد از این همه اتفاقاتی که افتاده یعنی هنوز
حاضره پشت سر خامنه ای نماز بخونه نگاهش کن تو پیری دیگه حتی نمی تونه نماز هم
بخونه همش داره اینور و اونور رو نگاه میکنه ....
یک لحظه هر دومون خشکمون زد فکر کنم
هردومون می فهمیدیم داریم به چی فکر میکنیم دقیق تر شدیم
یعنی اشتباه میکنیم ؟ یعنی کسی پیدا
میشه که بعد از هفتاد سال نماز خواندن و این همه امام جمعه بودن نفهمه وسط نماز نباید
این همه اطراف رو نگاه کنه ؟
این نگاه ها خیلی زیادتر از حد طبیعی
بود انگار می خواست همه بفهمند
وسط قنوت وقتی به لبهاش دقت می کردی بعضی
وقتها اصلاهمخونی نداشت انگار داره چیز دیگه ای میگه چند بار هم سکوت کرد
صد در صد مطمئنم رفسنجانی نماز نمی خوند
فقط داشت ادا در میاورد
من که با این اینترنت ذغالی امکانش رو
ندارم شما اگر میتونید فیلم نماز فطر رو پیدا کنید مطمئن حرف من رو تایید میکنید
دوست ندارم اینو بگم ولی بالاترین محبوبم رفیق روزهای سختی نیست
دقیقا یادمه روز انتخابات ، 29 خرداد و حتی تا حدودی 18 تیر یعنی زمانیکه کل ایران و جهان نیاز به اطلاع رسانی دارند بالاترین down میشه
نگید بازدید زیاده یا حمله شده که بالاترین باید فکر چنین روزایی رو بکنه
تازه رای زیادی هم داده نمیشه یعنی همه این مشکل رو دارند
مگه قرار نشد سرور جدید بگیرن مشکل حل بشه ؟
همون وقع دیدید که راحت می تونید روی کمک کاربرها حساب کنید
باز هم اگه کمکی از دستمون بر میاد بگید فقط تو این مواقع حساس ما رو تنها نذارید
متشکرم
و در بیانات مبارکشان فرمودند : چند
جوان در یکی از کشورهای شمال آفریقا داشتند بازی فوتبال ایران را می دیدند و هر
وقت ایران گل میزد آنها کف میزدند یکی پرسید چرا کف می زینید گفتند پیروزی ایران
پیروزی ماست
حال با توجه به متن بالا صحیحترین گزینه
را انتخاب کنید
سوال اول :آن جوانانی که برای گل زدن ایران کف میزدند چه
کسانی بودند ؟
1.همونایی که می خواستند محمود رو تو
عراق بدزدند
2.همونایی که تو نیویورک گفتند این ماموته
این ماموته
3.راننده قطاری که معظم له زمان شاه ازش
پریده بود بیرون
4. آدمای عمرالبشیر
5.خود امام زمان
سوال دوم : چرا گفتند پیروزی ایران پیروزی ماست ؟
1. چون بودجه اکثر کشورهای آفریقایی را
ایران تامین می کند
2. آنها همان ایرانی هایی بودند که از
دست نظام سر به بیابان های شمال آفریقا گذاشتند
3. بنده خداها مست بودند نمی فهمیدن
دارن چه کار میکنند
4.از قدیم گفتند از ماست که بر ماست
سوال سوم : اصلا چه لزومی داشت این
ماجرا تعریف شود ؟
1. فقط جهت رفع خستگی بود
2.می خواست یادی از صفایی فراهانی،
مهدوی کیا و علی کریمی بشه
3.میخواست بگه اگه بقیه از راهپیمایی
روز آزادی شما هم خوشحال شدند به خاطر خود مقام معظمشه
4.می خواست به نه تنها دیانت ما عین
سیاست ماست بلکه سیاست ما هم عین فوتبال ماست فوتبال رو هم که همه می دانند
چقدرکثیفه
- معرفی وزرا قبل از نمایندگان به مردم در صدا و سیما و تبلیغ برای آنها در تریبون نماز جمعه برای فشار افکار عمومی بر نمایندگان بود - وزیر معرفی شده به عنوان وزیر علوم کسی است که خیلی ها آن را عامل تخلفات انتخاباتی میدانند - اکثر معترضان قشر دانشجویان هستند که وزیر علوم را عامل تقلب می دانند - دلیل معرفی یک وزیر نظامی برای سیاسی ترین وزاررت کابینه (وزرات کشور) چیست ؟ - کلیه هنرمندان و اصحاب رسانه از ناراضیان دولت نهم هستند - تمام وزرای زن پیشنهادی بی تجربه اند و ممکن است به خاطر جنسیت رای بیاورند
متن کامل
داشتن اعتقادات صحيح اسلامي، پايبندي و وفاداري به احكام اسلام و قانون اساسي و روحيه انقلابي و سلوك عقلاني از شروط لازمي است كه با كارآمدي به كفايت ميرسد.
بر اين اساس، نكاتي را در نقد خط مشي، اصول كلي و تركيب كابينه دهم تقديم ميكنم:
1- در وضعيتي كه ركود به دليل شرايط جهاني و سياستها و عملكرد دولت نهم رو به گسترش است، سرمايهگذاري در ماشينآلات كه شاخصي براي رشد ظرفيت توليدي آينده است، وضع مناسبي ندارد، (نرخ رشد اين شاخص از 83 تا 86 به ترتيب 14، 3/5، 3 و 1/2 درصد بوده است، نماگرهاي اقتصادي شماره 54)
تنها كمتر از نيمي از اهداف دولت در اشتغال به نتيجه رسيده است و نرخ تورم همچنان بالاست، كارآمدي در حوزه اقتصادي اهميت بيشتري مييابد. شرط توفيق تيم اقتصادي دولت مشي اقتصادي واحدي است كه خود بدون داشتن نگرش فكري همسان قابل دستيابي نيست.
در دولت نهم تركيب نامتجانس وزراي اقتصادي كه از معتقدان به مدلهاي رشد محور سازمانهاي بينالمللي تا طرفداران توسعه عدالت محور را در بر ميگرفت، به تعارضات كاهندهاي كشيده شد كه تعويضهاي پياپي وزيران و مسوولان بلند پايه دولت نيز نتوانست چاره ساز باشد. در عوض آن كشمكشها و اين جابهجاييها به بي ثباتي تصميمات و سياستها منجر گرديد. نتيجه اين بي ثباتي كاهش نرخ سرمايه گذاري در ماشين آلات شد كه كندي رشد نرخ اشتغال را به دنبال داشت. نگاهي به گروه اقتصادي دولت جديد همان تصوير را ارايه ميكند. در حالي كه با توجه به سوابق، وزراي اقتصاد، نفت و بازرگاني گرايش رشد محور دارند، وزير كشاورزي از دسته مقابل است، وزير صنايع نيز بدون داشتن گرايش خاصي، بيشتر شبيه دوميها موضع ميگيرد، اين ناهماهنگي در وضعيتي كه رئيس جمهور شخصيتي غير اقتصادي است و به شدت اقتضايي تصميم ميگيرد، آينده روشني از حيث ثبات سياستهاي اقتصادي را نشان نميدهد. اين يعني ادامه ناكارآمدي نسبي فعلي.
2- هماهنگي لازم ديگر براي توفيق دولت، هماهنگي بين قواست، اداره كشور بر عهده قواي مختلف است كه بدون تعامل مثبت و هماهنگي نميتوانند از پس مسووليت سنگين خويش بر آيند. اين براي دولت كه سنگيني اصلي بار اداره كشور را به دوش دارد، مهمتر است. آهنگ اين هماهنگي، قانون و اخلاق سياسي مبتني بر اعتماد و مشاوره است. از قانون بعدا سخن ميگويم. اما از همكاري مبتني بر اعتماد و مشاوره در دولت نهم تجربه شيريني وجود دارد كه آن هم همكاري بدنه كارشناسي مجلس و كميسيونها با ظرفيت كارشناسي دولت براي تكميل تبصره 13 بود كه كاهش روزانه حدود 25 ميليون ليتر واردات بنزين يكي از ثمرات آن بوده است، اما اين نمونه مكرر نشد. شكلگيري دولت دهم چنان آغاز شده كه اميد به داشتن روابط مبتني بر اعتماد و مشاوره را كم كرده است. مردم نامحرم نيستند، ولي در حالي كه نمايندگان مردم هنوز حتي از نام نامزدهاي نهايي مطلع نيستند، طرح مشخصات و فضيلتهاي ادعايي آنان از سيما چه پيامي دارد؟ كاش در حد ارسال يك پيامك از دولت به نمايندگان و اعلام اسامي، به آنان اعتنا ميشد. تبليغ براي مرم در مناسب بودن وزرا در صدا و سيما و نماز جمعهها در حالي كه نمايندگان مردم بايد راي اعتماد بدهند چه تصوري را ايجاد ميكند كه قصد اين است تا از فشار افكار عمومي براي وادار كردن نماينده به دادن راي اعتماد استفاده شود، بهره گيري از فشار مردم چه به دست مجلس براي تحميل نظري به دولت، چه عكس آن باشد موجب واگرايي است. افرادي كه بدون ارزيابي واكنش نمايندگان و دانستن حساسيتهاي آنان پيشنهاد وزارت را از رئيس جمهور ميپذيرند، آشكار است كه چگونه تعامل خواهند كرد: يا بياعتنايي يا سعي در تطميع. البته مجلس در كليت آن، با هر دو روش ناخشنود خواهد شد. چه اشكالي داشت، وقتي رئيس جمهور قصد امر بيسابقه معرفي وزير زن را دارد پيشتر با مجلسيان به شور ميپرداخت تا زنان مدير و باسابقه و كارآمد معرفي ميشدند تا لا اقل اگر كساني نگاه جنسيتي ندارند، بتوانند راي بدهند، آيا چنين مشياي به واگرايي ميانجامد يا همگرايي؟
آيا مشكلي پيش ميآمد كه رييس جمهور و وزراي پيشنهادي بخشي از وقتي را كه اين روزها در افطاريها يا جلسات مختلف براي جا انداختن تصميم با نمايندگان صرف ميكنند، پيش از تصميم و يا پذيرش پيشنهاد با كميسيونها يا فراكسيونها ميگذراندند؟ البته به شكلي كه خدشهاي به حق رييس جمهور براي انتخاب و معرفي وارد نشود.
3- مساله قانونگرايي در دولت اهميت اول را دارد، چون طبق اصول 113 و 134 رييس جمهور و وزرا مسوول اجراي قوانين هستند. در اين زمينه دولت نهم سابقه خوبي ندارد و چون رئيس جمهور همان رئيس جمهور است و در آستانه دولت دهم نيز چنانكه خواهم گفت بر همان منهج رفتار كرده است و نيز تركيب كمتجربهاي كه كابينه دارد بيم ادامه آن وجود دارد، به چند نمونه كهنه و نو اشاره ميكنم:
اول - موضوع بودجهريزي است. در تير ماه 86 آقاي دكتر احمدينژاد در جلسه غير رسمي دولت و مجلس فرمود كه قصد دارد بودجه سال 87 را بدون تبصره و با كاهش رديفها بدهد، بنده در تماس با آقاي دكتر داودي از شباهت جهتگيري مذكور با نتايج كارهاي مركز پژوهشها تعريف كردم و خواستم كه براي توضيح خدمت ايشان برسم، استقبال كرد ولي پيگيريها بي نتيجه ماند، تا پيش نويس بخشنامه بودجه صادر شد. معلوم شد كه روش كار دولت با قوانين ناسازگار است، در مهر 86 در جلسه با حضور رئيس مجلس و تعدادي از نمايندگان و رئيس جمهور و وزراي اقتصادي جهتگيري مثبت دولت و نيز اشكالات كارش را عرض كردم. قرار شد كميتهاي متشكل از مجلس و دولت كار را تعقيب كند، دو جلسه كارشناسي و دو جلسه در حضور معاون اول و نايب رييس اول مجلس تشكيل شد و روي چهار محور توافق شد تا اهداف بدون نقض قانون به دست آيد، متاسفانه به توافقات عمل نشد و در دي ماه لايحه با همان شكل غيرقانوني تقديم مجلس شد. كميسيون پس از بحث با دولتيان مصمم شد طبق قانون لايحه را اصلاح كند، دولت مخالف بود و همكاري نميكرد. با سختي لايحه اصلاح و گزارش به صحن علني آمد، رئيس جمهور در مجلس با گزارش مخالفت كرد ولي مجلس راي داد و قانون بودجه اوايل اسفند 86 به دولت ابلاغ شد، بعدا پيش نويس ضوابط اجرايي بودجه به دست مجلس رسيد، كاملا قانون را نديده گرفته بود و عين لايحه، دستورالعمل صادر شده بود. طي نامهاي تغاير اين مصوبه دولت با قوانين ذيربط و توصيههاي اصلاحي مركز را به اطلاع آقاي رئيس جمهور رساندم، ولي متاسفانه در 28 اسفند همان مصوبه غير قانوني ابلاغ شد، در 21 فروردين رئيس مجلس طبق اصل 138 از دولت خواست تسليم قانون شود و مصوبه را اصلاح كند، نشد؛ كار به رهبري كشيد و سرانجام اصلاحاتي ابلاغ شد، ولي بعدا با يك بخشنامه داخلي به قبل بازگشتند. تا آخر سال 87 كشمكش بين كميسيون برنامه و بودجه و دولت ادامه داشت و حاضر به تمكين نشدند و با كمال تعجب لايحه سال 88 را نيز بر همان سياق ناپسند تقديم مجلس كردند، دوباره با تاكيدات قانوني شديدتر در مجلس مجبور به اصلاح شديم، اين رفتار دولت علاوه بر اين كه غير قانوني بود، دلايل كارشناسي متعددي در غلط بودنش مكررا گزارش شد، اگر آقاي رئيس جمهور قصد پاسخ دادن دارند، دفاع كارشناسي نكنند كه اينجا وقت و فرصت آن وجود ندارد، بلكه به اين سوال پاسخ دهند كه چرا قانون را ناديده گرفتند و وقتي رئيس مجلس طبق اصل 138 به دولت اطلاع داد حتي اگر برداشت ايشان از قانون چيز ديگري بود، طبق قانون نحوه اجراي اصل 138 مصوب 1368 نظر رئيس مجلس حاكم است و ايشان بايد مراعات ميكردند.
به اين پرسش پاسخ دهند كه چرا قوانين عادي و قانون اساسي را در اين باره رعايت نكردند؟
دوم – موضوع واردات غيرقانوني بنزين است، در قانون بودجه سال 1387 سقف 2/3 ميليارد دلاري براي واردات بنزين و گازوئيل تعيين شده و تاكيد شده بود كه نبايد از منابع عمومي واردات بيشتري انجام شود. دولت بيش از 6 ميليارد دلار بنزين وارد كرد، وقتي از وزير نفت سوال شد صريحا گفت كه به دستور رئيس جمهور از منابع شركت نفت چنين كرده است، يعني دور زدن قانون. در بودجه سال 1388 براي جلوگيري از تكرار در قانون تصريح شد كه فقط بنزين توليد داخل سهميهبندي شود و بنزين وارداتي به قيمت آزاد فروخته شود، به طوري كه هيچ يارانهاي از هيچ منبعي از جمله منابع شركت نفت، براي بنزين پرداخت نشود، اين بدين معناست كه تنها به اندازه فروش آزاد بنزين، واردات انجام گيرد و به قيمت تمام شده فروخته شود، يعني روزانه به طور متوسط 5/2 ميليون ليتر، در حالي كه تا ديروز به طور متوسط روزانه 3/21 ميليون ليتر بنزين وارد كردهاند و تنها در چهار ماه اول سال به طور غيرقانوني از منابع شركت نفت بيش از 1/1 ميليارد دلار هزينه كردهاند و به تذكرات كميسيون انرژي و نمايندگان معترض هيچ اعتنايي نشده است. آقاي رئيس جمهور! اين ارقام گزارش رسمي و مكتوب وزارت نفت است، پاسخ دهيد وقتي به قانون و قانونگذاران بي اعتنايي ميكنيد، تجليل زباني از نمايندگان ملت چه سودي دارد؟ اكرام مجلس به تمكين در برابر قانون است، اين گونه رفتار بزرگان چه تاثيري در رفتار مردم ميگذارد؟ بر سر سرمايههاي اجتماعي چه ميآيد؟
سوم- موضوع ساعت كار در ماه رمضان است، در سال 86 برخلاف قانون مصوب شوراي انقلاب كه اجازه كاهش ميزان ساعات كار در هفته را از 44 ساعت نميدهد، ساعت كار در ماه رمضان را براي دولت و بانكها كاهش داديد. رئيس مجلس طبق اصل 138 دولت را ملزم به اصلاح مصوبه و بازگشت به قانون كرد، اعتنايي نشد. در سال 87 اين خلاف تكرار شد باز مخالفت مجلس ناديده گرفته شد و رنج ارباب رجوع به ادارات و بانكها ادامه يافت و تبعيض غيرقانوني بين كارگران و كارمندان تداوم پيدا كرد. امسال نيز در 18/5/88 دولت همان كار را تصويب كرد، اعتراض نمايندگان متعدد مسموع نيافتاد تا در تاريخ 1/6/88 رئيس مجلس طبق اصل 138 غيرقانوني بودن و بازگشت به قانون و اصلاح را طبق ماده 87 قانون مديريت كشوري كه مثل ماده واحده شوراي انقلاب بر همان 44 ساعت در هفته كار تاكيد ميكند، الزام كرد. طبق قانون نحوه اجراي اصل 138 مصوب 1368 دولت يك هفته براي اصلاح وقت دارد كه امروز پايان مييابد. طبق همين قانون اگر رئيس جمهور از انجام وظيفهاش خودداري كند، تصويب نامه دولت ملغيالاثر است. خواهران و برادراني كه به عنوان وزير پيشنهاد شدهايد، معني ملغيالاثر آن است كه شما اگر راي بياوريد حق نداريد اين مصوبه غيرقانوني را اجرا كنيد، بدانيد كه مجلس در اين دوره كوتاه نخواهد آمد، مبادا رئيس جمهور محترم مانند برخي رسانههاي طرفدار دولت مدعي شود كه ديوان عدالت حكم جواز را صادر كرده است كه اين كار نقض مجدد اصل 138 و قوانين ذيربط است، زيرا در اين گونه اختلاف نظرها حاكم نظر رئيس مجلس است نه راي ديوان عدالت اداري.
4- نكته سوم مورد بحث بنده چالش برانگيز بودن معرفي وزرا و تركيب كابينه است، در صدر سخن عرض كردم كه ترميم گسست سياسي و اجتماعي فعلي محتاج تدبير و كارايي دولت است، از جمله تدبير در چينش نيروها در كابينه كه ميتواند كمك به همگرايي ملي باشد يا سبب واگرايي گردد. آقاي رئيس جمهور به گزارش مجلس هفتم از سه سال اول كار دولت نهم از نظر قانوني بودن يا نبودن مصوبات دولت استناد ميكنند كه در آن آمده است تعداد مصوباتي كه به كميته تطبيق قوانين ارجاع شده و مغاير بوده است در دولت نهم از سه سال اول دولتهاي پيشين كمتر بوده است. اين گزارش درست است، ولي در همين گزارش آمده است كه دولت نهم بسياري از مصوبات خود را بر خلاف اصل 138 به اطلاع رئيس مجلس نميرساند.
به مواردي از اثر تركيب كابينه بر واگرايي اشاره ميكنم:
اول- وزير پيشنهادي علوم رئيس ستاد انتخاباتي بود كه آن ماجراهاي تلخ را در پي داشت. وي از نظر معترضان كه گرچه اقليتاند جمع كثيري از مردم را تشكيل ميدهند، متهم اصلي است. البته بنده اين اتهام را ناوارد ميدانم، ولي احساس آنها امري واقعي است. به نظر ميرسد اكثريت دانشگاهيان جز اين دستهاند. وزارت چنين فردي به واگرايي دانشگاه و دولت كمك ميكند يا به همگرايي؟ آيا از نظر سياسي و كارايي دولت به مصلحت است؟
دوم- وزير پيشنهادي كشور يك نظامي خوش سابقه داراي پيشينه فني است، در وضعيتي كه دشنمان خارجي و كثيري از معترضان دولت را به استناد برخي واقعيتها و يا براساس برخي توهمات به سلب آزادي و فشار متهم ميسازند انتخاب يك نظامي براي سياسيترين وزارتخانه داخلي به صلاح است؟ به احياي آبروي آسيب ديده نظام در جهان كمك ميكند؟ به ترميم شكاف در جامعه مدد ميرساند؟
سوم- در حوادث اخير گله و دلخوري هنرمندان، نويسندگان، اصحاب رسانه و فرهنگ از دولت افزايش يافته است، معرفي شخصيتي كه شهرتش بيشتر از آنكه فرهنگي باشد سياسي و جناحي است، گرچه ذاتا و در عالم ثبوت فرهنگي باشد، آيا اين انتخاب قشر موثر مخاطب وزارتخانه را دلگرم ميسازد يا دلخورتر ميكند؟
چهارم- معرفي وزراي زن، آن هم افرادي بي تجربه يا كم تجربه چه نتيجهاي دارد؟ اگر مجلس بدون اعتنا به جنسيت براساس مقياس كارآمدي راي ندهد، دسته كثيري از مردم را از مجلس ناراحت ميكند و اگر از ترس جوسازي به زنان ناكارآمد راي دهد، دسته ديگري معترض ميشوند. اين مورد در هر دو سر واگراييساز است.
مصاديق ديگري هم هست، آقاي رئيس جمهور پاسخ دهند كه چرا انتخابهاي چالش برانگيز را ترجيح دادهاند؟ و چرا وزيراني كه مجلس به آنها راي داده بود بدون توضيح كافي عزل شدند يا معرفي نشدند. عزل در مجلس با فرايند استيضاح است و علتها با شفافيت به آگاهي مردم ميرسد ولي عزل رئيس جمهور چطور؟
5- نكته آخر در مخالفت با تركيب كابينه از حيث تجربه است، تنها يك وزير معرفي شده چهار سال دولت نهم را وزير بوده است، 4 نفر بخشي از دوره نهم را با رئيس جمهور تجربه اندوختهاند، 16 وزير پيشنهادي سابقهاي در وزارت پيشنهاد شده ندارند كه 11 تن از آنها نيز نسبت به وزارتخانه پيشنهادي يا هيچ تجربهاي ندارند يا تجربه اندكي داشتهاند. گويي رئيس جمهور محترم به انباشت تجربه و پيشينه مديريتي و نقش آن در كارآمدي توجه لازم را ندارند.
به عنوان يك نماينده فكر ميكنم و نميدانم نمايندگان چقدر با اين فكر موافقند كه مجلس مجبور است براي حفظ منافع مردم و كشور به كارآمدي كه اجزاي مقوم آن را برشمردم توجه كند و وزراي پيشنهادي را از اين حيث ارزيابي كند و بعد تصميم بگيرد.
خدايا چنان كن سرانجام كار تو خشنود باشي و ما رستگار
پس از مصاحبه های نمایشی که صدا و سیما با
ابطحی و عطریانفر صورت داد واکنش های زیادی بین مردم در قبال آن و به خصوص مرآتی
گزارشگر آن خبر صورت گرفت
واقعا اینکه این مصاحبه توسط مراتی صورت
گرفته بود برای من هم تعجب آور بود
یادم هست که در سفرهای استانی که چندسال پیش از طرف 20.30 و
برنامه تریبون آزاد صورت می گرفت مرآتی همراه با تریبون آزاد به شهر ما رسید گرچه
این تریبون خیلی هم آزاد نبود و از چهار ساعت فیلم گرفتن فط نیم ساعت آن هم به
صورت انتخاب شده پخش شد اما مرآتی همانجا به ما گفت (فیلم را می فرستیم دیگه تصمیم
اینکه کدوم رو پخش کنند با تهرانه )
در همین بین فرصت شد با ایشان به صورت
نیمه خصوصی صحبت کنم و بسیاری از نظرات شخصیشان را (مثلا در مورد کاریکاتور
روزنامه ایران) بی واسطه شنیدممعتقدم از نظر شخصی شاید یک
اصلاح طلب یا حدالاقل یک اصولگرای معتدل بود
همانجا
از اینکه نمی خواهد مثل بعضی خبرنگاران خود فروخته باشد ، سخن گفت ( بحث از کامران
نجف زاده بود ولی مستقیم نگفت ( و اینکه احتمال حذفش به همین دلیل وجود
دارد...
جالب
تر اینکه بعد از مدتی به عنوان خبرنگار واحد مرکزی خبر به در اوج ناامنیهای عراق
به آنجا اعزام شد و در آنجا ماند تا اینکه در جنگ سی و سه روزه از لبنان گزارش می
داد
او
مدت زیادی نیست که به ایران برگشته و این دوران تبعید چند ساله اش پیش بینی درست
از آب در آمده جند سال پیشش را یادم می آورد که خبرنگار سالم را گوشت لب توپ
میکنند
حال
نمی دانم چه چیزی باعث شده این مصاحبه های اعصاب خرد کن از طرف مرآتی صورت بکیرد
شاید مرآتی نمی خواهد دوران تبعید دوباره
در خطرناکترین نقاط جهان و در میان توپ و خمپاره ها برایش تکرار شود شاید امکان
سرپیچی یا استعفا را هم ندارد شاید.....
یادتان میاید که در جریان یکی از گزارش
های ارسالی ایشان بر بالای یک مسجد در عراق بمبی در نزدیکی محل گزارش منفجر شد و
با خوش شانسی محض به ایشان آسیبی نرسید؟
یادتان میاید حین گزارس تهیه کردن پایش را
شکاندند ؟
من هم مثل همه از مصاحبه های در زندان
ایشان بیزارم اما به هر حال از دوستان خواهش می کنم یک طرفه به قاضی نروند شاید کودتاچیان هم همین را بواهند که مردم را از کسانی که خودشان نمی
پسندند بیزاز کنند
نتیجه اش این می شود که یا طرف کوتاه
میاید ، دلسرد می شود و سرانجام با دل و
جان به کودتاچیان میپیوندد یا کواه نمیاید که حذف آن با توجه به خشم مردم راحت تر
می شود.
در خبرها داشتیم جانشين فرمانده نيروي مقاومت بسيج در جمع مسئولان بسيج كارگري كشور در استان گيلان گفت : آنقدر اطلاعات و اعتراف از اغـتـشاشگران به دست آمده كه اگر تا مدتها همه رسانهها بسيج شوند، نمي توان تمام اين اعترافات را به مردم انتقال داد.!
شاید هنوز باور
نکرده باشید ولی این انتخایات (ببخشید انتخابات) به ما نشان داد که پیش بینی های این عالیجنابان چقدر
دقیق و علمی و صد البته عملیه ...
آن قدر که اگر همه بگویند ساعت 12 شب در تهران سیاه
است بعید نیست آن ساعت تبدیل شود به روزی دقیقا با آن رزولوشنی که 20 سال پیش گفته
بودند!
یا اگه از 70 میلیون ایرانی 40 میلیون نفر به ننجون کروبی رای بدهند مجتبی
خامنه ای (مدظلله عالی) با 6 میلیارد رای
و 153.25 درصد آرا به عنوان رهبر ایران انتخاب میشود همان آماری که ماه فارس نیوز داده بود
در حالیکه آقا مجتبی اصلا کاندید
نبوده بودند ...
پس باید قبول کنیم تمام پیش بینی ها کاملا کاملا
کارشناسانه است اگر حقیقت هم نداشته باشد ، راحت به واقعیت پیدا می کنند شان
پس اگر گفته میشود "آن قدر اعتراف به دست آمده كه
نمیتوان با تمام رسانهها آنرا به مردم انتقال داد!"باید قبول کرد که اگر
هنوز هم به دست نیامده باشد به زودی بدست خواهند آورد
اصلا با وجود قاضی المرتضوی العظیییم الکبیییر غیرممکن
غیرممکنه .....
در همین راستا یکی از همین مدارک را بزودی رو میکنم
...
از لحظاتی پیش لجن پراکنی ا.ن از شبکه اول شروع شد
در این لینک به نقل لحظه به لحظه گل واژه گویی های ا.ن میپردازیم
۱.در همان شروع برنامه حشره ای به سمت ا.ن حمله کرد که ایشان با یک حرکت عجیب در حالیکه به دوربین نگاه میکرد سعی در کشتن آن داشت
۲.انتخابات دهم سالمترین و آزادترین انتخابات تارخ بود
۳.با تحجر مخالفم
۴.با برخوردهای انتظامی با معضلات فرهنگی مخالفم و از آن ممانعت می کنم
۵.من نماد تغییر هستم تغییر در رفتار و ساختارها
در این پست اصلا قصد بررسی آن را ندارم
فقط توجه شما را به پراگراف هفده این لجن پراکنی جلب می کنم
نویسنده محترم و مودب این مطلب بعد
شانزده پاراگراف به توپ بستن استاد شجریان نثار کردن هر چه لایق خود بود ، با احمق فرض کردن خوانندگانش پاراگرافی
را می آورد که عینا به ذکر آن می پردازیم خودتان سوتی بزرگی که در آن آمده را کشف
کنید
خدا
را گوه میگیرم که هیچکدام از این سخنان را به قصد اسائه ادب نمیگویم بلکه حقیقتا واجد آنید
یکبار کروبی در کلیپ تبلیغاتی اش گفت : پشت هر شوخی ، جدی وجود دارد !!!
شاید این را هم بشه گفت :
ممکن است پشت هر اشتباه هم درستی پنهان شده باشد ...
فرارو نوشت: شایعات مربوط به حضور میرحسین موسوی در جمع تظاهرکنندگان در خیابان جیحون و سخنرانی برای آنان تکذیب شد.
دیشب شایعاتی از شبکه بی بی سی فارسی و برخی رسانه های دیگر انتشار یافت
مبنی بر این که میرحسین موسوی عصر شنبه در میان تظاهرکنندگان تهرانی در
خیابان جیحون سخنرانی کرده و اظهار داشته که تا آخر ایستاده و غسل شهادت
نیز کرده است !
آقای مهندس موسوی روز یکشنبه به خبرنگار فرارو اطلاع داد که روز گذشته اساسا هیچ جا حضور نیافته و هیچ اظهار نظری نیز نکرده است.
دوستان اگر دلیلی برای رد این ادعا دارند بیان کنید فقط خواهشا منفی احساسی ندهید ظاهرا باید برای چنین اتفاق عظیمی عکسها و فیلمهای فراوان پچش شود که من تا حالا ندیدم با دوستان زیادی صحبت کردم که هیچ کدامشان آقای موسوی راندیدند من که تا حالا هیچ دلیلی برای قبول چیزی جز این خبر رو ندیدم ولی به هر حال این نظر شخصی من هست اگر یک نفر از شما ایشان یه عکسشان را دیده باشد من شخصا لینک را حذف می کنم به یاد داشته باشیم که باور کردن دروغ های بزرگ خیلی آسانتر است
توضیح 1 : از دوستای عزیز سبز خواهش می کنم فحش
ندید خواهشا ؛
ما همه با همیم مثل پرچم
ایران : سبز و سفید و قرمز (رضایی) چوب پرچم هممال اونجای احمدی نژاد
امروز که می خواستیم برویم
بیرون, بعد از پوشیدن شلوار دیدیم ای وای... تنبانمان دارد از پایمان می افتد. گفتیم
شاید دکمه اش افتاده.دیدیمنخیر!یک شلوار دیگر پوشیدیم. دیدیم بعله! مایی
که در این یکی دوسال خودمانرا کشتیم تا چند کیلوی ناقابل را از دست بدهیم,
برای مثال رژیم دکترکرمانی گرفتیم , کلی نخورایی کشیدیم, هرچند
اولش 5 کیلو لاغر کردیم امابعدش با اجازه ی شما 7 کیلو اضافه کردیم. کلاس
ورزش تضمینی رفتیم روزیدوساعت سخت با دستگاه کار کردیم, کلی عرق
ریختیم 6 کیلو کم کردیم اما بعداز منع کردن دکتر به ورزش سخت به خاطر کمردرد و
دست درد و پادرد یکهو بعداز چند روز وزنمان زرتی آمد سر جای اول.زحمت
کشیدیم, روزی هشت کیلومترپیاده روی کردیم, اما هیچ فرقی نکردیم که
نکردیم, حالا بدون اینکه اصلامتوجه بشویم یا گرسنگی بکشیم کلی سایز و وزن کم
کردیم. گفتیم درست است کهاین روزها هیچکس به فکر هیکل میزان و رژیم
لاغری نیست ولی خوب این مسئلهبا سلامت جامعه سرو کار دارد وما هم عاشق و
چاکر و خواهان سلامتی مردمجامعه . وظیفه مان است تجربیاتمان را بدون
هیچگونه چشمداشتی(!) در اختیارعزیزانمان بگذاریم
: .1 از یک هفته قبل از انتخابات هر شب به جای
دیدن سریال های مبتذلتلویزیونی و خوردن حرص با طعم چیپس و پفک, می
رفتیم میدان محل و فریاد میزدیم: دکتر برو دکتر, احمدی بای بای و اتل متل
توتوله دیکتاتور کوتوله. کلی با احمدی نژادی ها سربه سر می گذاشتیم
و" ای ول ای وله, ای ول" میگفتیم و می خندیدیم. گاهی هم با شعارها کف می
زدیم. خودتان می دانید کهخندیدن, داد زدن و کف زدن باعث از بین رفتن
چربی های دور قلب, گردن و کمرمی شود
. 2- بقیه اوقات چه در محل کار چه در محله و چه
در خانه همه ش بحث سر شرکتکردن یا نکردن در انتخابات بود و انرژی فراوانی
مصرف می نمودیم. و میدانید با دهن پر اصلا نمی شود بحث کرد
. 3- هر روز پیاده به دنبال خرازی فروشی و
پارچه فروشی هایی که روبان وپارچه رنگ سفید داشتند می گشتیم و همه را می
خریدیم و می بردیم خانه.
4. شب
ها مشغول تلفن بازی و قرار با دوستان و بریدن روبان اندازه مچ دست وشال
و سربند می شدیم واصلا وقت نمی شد احوالی از یخچال بپرسیم
. 5- از صبح روبان ها و شال ها ی آماده را می
بردیم در ستاد کروبی و شب درخیابان بین مردم پخش می کردیم
. 6- روز انتخابات از صبح تا دوازده شب به این
حوزه و به آن حوزه سر می زدیمو از اینکه همه با انگشت هایشان برایمان وی هوا
می کردند, ذوق می کردیم. از اینکه احمدی نژاد حتما می رود خوشحال بودیم
و تنها ناراحتی مان این بودکه تا دو ماه دیگر که قرار است رئیس جمهور عوض
شود چه طوری تحملش کنیم!(مارو باش(
7-ساعت یک نصفه شب که رسیدیم خانه و شنیدیم اولین
صندوق هایی که بازکردند اسم احمدی نژاد از تویش درآمده اشتهایمان
پاک کور شد و تا شش و هفتصبح مرتب دق خوردیم
رای
های کروبی تکون نمی خورد یکی نیس بگه بابا اگه فقطاعضای ستادش بهش رای می دادند رای هاش می شد
400 هزار تا
! 8- دقیقه به دقیقه از چگونگی اعلام آراء حالت
تهوع بهمان دست می داد ومعده مان تیر می کشید. پنداری از تجاوز به رإی
هایمان همه حامله شده بودیمو ویار کرده بودیم
. 9- صبح نه تنها ما که همه ملت و حتی شهرها
آبستن(!) شده بودند. همه صبحانهنخورده گیج و ویج و بهت زده همدیگر را نگاه می
کردیم. همه مان می دانستیمشهر واقعا آبستن حوادث شده و انتظار زایمان
زودرس داشتیم
. 10- نگاه کردن به تلویزیون جمهوری اسلامی بعد
از انتخاب زوری احمدی نژاد وسخنرانی های تهوع آور برایمان عذاب الیم بود و
نصف گوشتمان را آب کرد
. 11- شب که از بهت خارج شدیم, همه به خیابان ها
ریختیم و تظاهرات نمودیم وداد زدیم: تقلب, 1 درصد, دو درصد نه 53 درصد.
رأی مارو دزدیدن, دارن باهاشپز می دن . نه سازش نه تسلیم نبرد با دروغگو.
پلیس و لباس شخصی ها کلیدنبالمان کردند, گشنه تشنه کلی دویدیم, و
دوباره به آنها یورش بردیم. و باحمله دوباره آنان باز از دستشان فرار نمودیم.
کلی باتوم نوش جان کردیم
. 12- خدا خیرشان بدهد, موسوی و کروبی و رضایی
سازش نکردند و برایمانراهپیمایی گذاشتند. شما فکرش را بکن از انقلاب
تا آزادی, از هفت تیر تامیدان ولی عصر, از ونک تا صدا و سیما و...
پیاده گز کنی, نه آبی نه غذایی . آن هم در این هوای گرم
. 13- شب ها را بگویید! شب ها را عشق است. هرشب
شام نخورده می رویم روی پشتبام. ماشالله همه همسایه ها هستند. حتی آن هایی
که قبلا سایه هم را با تیرمی زدند, زری خانم که به خاطر مبل های استیل
کهنه شمسی خانم برایش پشت چشمنازک می کرد. و کمال آقا که به خاطر پارک در
پارکینگش روی زانتیای قسطیمنوچهر خان با کلید خط کشیده بود. حالا همه با
هم آشتی کرده اند و به همتعارف می کنند که چه کسی اولین الله اکبر را
بگوید. بیشتر از نیم ساعت باصدای بلند الله اکبر می گوییم. صدای منوچهر خان
که تازه از سفر حج آمده ازهمه بلندتر است و آقا کمال که در عمرش نمی
دانسته سیاست را با چه "س"ای مینویسند,به او ای ول می
گوید. . دانشجوها
و دانش آموزان ساختمان به بزرگترها غر می زنند که چرا اینقدرزود خسته می شوید و
صدایتان می گیرد. شمسی خانم می گوید برای فردا شب شیرو نشاسته می جوشاند می
آورد و قربان صدقه پسر صدا کلفتش می رود. بعد از الله اکبر, حدود دوساعت دیگر همگی روی
پشت بام می مانیم و خبرهایدست اول را به هم می دهیم و نسخه ی احمدی نژاد
و... و یارانش را به نحواحسن می پیچیم! بچه های کوچک با هم خاله بازی و
احمدی نژاد بازی می کنند وسر تعداد کشته هایی که از پدر و مادرشان شنیده
اند بحث می کنند. با
اهالی ساختمان های دیگر از دور بای بای می کنیم و قرار شب های بعد رامی
گذاریم
. 14- بعد از قطعی اس ام اس ها, و پارازیت
انداختن روی کانال های ماهواره ایبی بی سی فارسی و وی او ای صدای آمریکا, و
فیلتر شدن هرچه سایت به درد بخور برای این روزهاست. آخرین
خبرها را تا کسی نخوابیده باتلفن به هم می دهیم(امیدوارم این یکی را
ازدستمان نگیرند) و از مکانراهپیمایی روز بعد با خبر می شویم
. 15- شب
روزنامه به دست خوابمان می برد. با این وضع , گوشت به بدن می مونه؟ نه واللهچربی
به باسن می مونه؟ نه بالله! همه با هم: گوشت به بدن می مونه؟ نه والله! چربی
به بدن می مونه؟چی؟نه بالله.
|+| نوشته شده توسط
مهدی در چهارشنبه 27 خرداد1388
|
از دیشب بعد از مناظره
احمدی نژاد و میره حسین در تلویزیون ، برای دیدن سخنرانی امروز خامنه ای در حرم
امام لحظه شماری می کردم .
امروز که این
سخنرانی رو از شبکه اول می دیدم در کمال تعجب متوجه عکس های احمدی نژاد دردست مردم
شدم...
خیلی جالب بود در
تجمعی که به مناسبت رحلت روح الله با سخنرانی رهبر انقلاب صورت می گرفت عکس های احمدی
نژاد به میزان چشمگیری از عکس های خامنه ای و خمینی هم بیشتر بود !!!
نکته دیگری که توجه
من را به خود جلب کرد شعارهایی که مردم می دادند شعارهایی در حمایت احمدی نژاد...
راستش من اول باورم
نمی شد و چند بار گوشم را تیز کردم تا مطمئن شدم ...
باورم نمی شد که
اصولگرایی به جایی رسیده باشد که برای رسیدن به هدفش حرمت حرم امام رو هم نگه
ندارد و به جای سوگواری در غم رحلت امام ، آنجا را تبدیل به تریبون تبلیغاتی به
نفع یک نامزد خاص تبدیل کرده باشد .
این شعاردادن ها به
حدی بود که خامنه ای با عصبانیت گفت : دست از شعارهای بیجا بر دارید !!!
بعد از این سخنان
بود که حضار روش شعاردادنشان را عوض کردند و بدون توجه به جهتگیری سخنان رهبر
انقلاب فقط یک شعار را تکرار می کردند ( مرگ بر ضد ولایت فقیه)
خامنه ای از فلسطین
می گفت ، شعار می دادند ( مرگ بر ضد ولایت فقیه ) از آمریکا حرف می زد احمدی نژادی ها می گفتند ( مرگ
بر ضد ولایت فقیه ) فکر کنم آخرش هم نفهمیدند خامنه ای چی می گفت ، فقط منتظر یک
فرصت بودند که بگویند مرگ بر ضد ولایت فقیه !!!
حالا دیگه میر حسین
رو هم ضد ولایت فقیه کردند
بعد از حرفهای دیشب
احمدی نژاد و به لجن کشیدن بیست سال از انقلاب ، رفتارهای امروز طرفدارانش نشان
داد که او و حامیانش چقدر برای امام و
انقلاب ارزش قائل هستند .....